تبليغاتX
اشكان،شيرينی زندگی ما

اشكان،شيرينی زندگی ما

برای بهترین همسر و پدر...

حمید وسیما

حمید عزیزم...میلادت مبارک

آرزویم این است هرروز برات رویایی باشد در دست نه دور دست
عشقی باشد در دل نه در سر
و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمره گی
+ نوشته شده در 91/02/23ساعت 11:4 PM

از لابلای با هم بودن مامانی و جوجش

حمید وسیما

*سر صبح توی مینی هایپر مارکت با صدای بلند با اون موهای سیخ سیخیت میخونی:" 100بار ..چپ راست ..بالا پایینشو چک کردم ...چقدر خوبه اندام.........آخه مامان به قربونت ،الان اون وقت صبح مامانت خوش اندام بود یا صاحب هایپر مارکت؟ که منو سرخ سفید کردی:D 


*خونه آقا جون یه تعمیرات جزئی داشت...یهو ظهر میگی مامان دیدی چه خراب شده؟مگر محمد مص^طفی فقط بتونه کمکشون کنه!!!!..کلی فکر کردم..بعد 2ساعت یادم اومد امروز معارف داشتید و کلا توی اون فاز بودی:D


*شغلت هر روز عوض میشه..قربونت برم که در عنوان رشته ها هم دست هرچی وزارت خونه هست رو بستی...مهندس آسانسور گرایش قسطنطنیه/مهندس پله برقی گرایش پروما/مهندسی عمران گرایش بنایی!!


*ولخرج شدی وحشتااااااااااااااک....چند روزی جمله" الان ندارم" کاربرد داشت...اما الان سعی میکنی آمار مبلغ توی کارتامونو در بیاری و گاهی خیلی رک میگی مامان برو شرکت دیگه!!! و واسه اینکه سرتو نتونیم کلاه بزاریم حسابی رفتی توی کار شناسایی پول و طرز شمارش


*مجددا بسیار وابسته شدی و مثل کوآلا همش بهم چسبیدی...وقتی هم که نمیدونی چجوری خودتو بهم بچسبونی  یهوو میگی عزیز دلم بیا توی بغلم میدونم دل تنگم شدی!!



بقیشو میام بعدا مینویسم..فعلا حسن ختام یه عکس



ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در 91/02/12ساعت 5:22 PM